دیکشنری فارسی

infield

UKinfiːld US'ın'fi:ld

معنی فارسی

کشت زار پيوسته بخانه ، زمين قابل کشت

معنی کامل و مثال‌ها

/in´fēld´/n.

● محوطه‌ی دور خانه‌ی روستائی، کشتزار پیوسته به خانه -2 (بیس‌بال) محوطه‌ی بازی (که چهار ((بیس)) در اطراف آن قرار دارند)، اینفیلد

● (بیس‌بال) بازیکنان محوطه‌ی درونی

● (در زمین‌های ورزش دو و میدانی) زمین واقع در میان مسیر بیضی شکل دوندگان، زمین درونی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English, from Old English innanfēld (literally “inner field”). In baseball sense, attested from 1867.

مثال

  • The farmer plowed the infield.
  • The ball rolled across the infield.
  • The infielder scooped up the ground ball.

ترکیب‌های رایج

Infield hit Infield fly Infield single Infield shift

تعریف انگلیسی

noun
  1. the area of a baseball field that is enclosed by 3 bases and home plate

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن