infighting
UKinfaitiŋ
US'ın'faıtıŋ
معنی فارسی
مشت بازي از نزديک ، جنگ دست بيخه
معنی کامل و مثالها
/in´fīt´iŋ/n.
● زد و خورد از فاصلهی کم، (مشتبازی) مشت زنی از نزدیک
● (در احزاب و سازمانها و غیره) کشمکش درونی، کشمکش تنگاتنگ، جنگ داخلی