دیکشنری فارسی

infighting

UKinfaitiŋ US'ın'faıtıŋ

معنی فارسی

مشت بازي از نزديک ، جنگ دست بيخه

معنی کامل و مثال‌ها

/in´fīt´iŋ/n.

● زد و خورد از فاصله‌ی کم، (مشت‌بازی) مشت زنی از نزدیک

● (در احزاب و سازمان‌ها و غیره) کشمکش درونی، کشمکش تنگاتنگ، جنگ داخلی

واژه‌های دیگر با معنی «مشت بازي از نزديک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن