دیکشنری فارسی

infirmary

UKinfəːməriː USın'fə:mərı

معنی فارسی

بيمارستان اموزشگاه يا کارخانه ، شفا خانه ،

بيمارستان

معنی کامل و مثال‌ها

/in fu_r´mǝ rē/n., pl.

(به ویژه در مدرسه و غیره) درمانگاه، بهداری مدرسه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن