دیکشنری فارسی

inflationary

USınf'leıʃə'nerı

معنی فارسی

تورمي تورمزا بيشبودي بيشبود زا

معنی کامل و مثال‌ها

/in flā´shǝ ner´ē/adj.

● (پول و قیمت‌ها) تورمی، تورم‌زا، بیشبودی، بیشبود زا

inflationary pressures

فشار تورم (تورمی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. associated with or tending to cause increases in inflation “inflationary prices”

واژه‌های دیگر با معنی «تورمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن