دیکشنری فارسی

inflexibly

UKinfleksəbliː

معنی فارسی

بطور خم نشدني ، چنانکه نتوان نرم يا خم کرد ،

بطور غير قابل انحنا

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an inflexible manner “You will--because you must!,' Madam told her inflexibly” “Derived from adjective: inflexible”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن