inflictor معنی فارسی وارد اورنده تحميل کننده واژههای دیگر با معنی «وارد اورنده» self tightening نفس خويش را درتنگنا قرار دهنده، برنفس خويش فشار وارد اورنده، خود بخود تنگ شونده .