infraspecific
معنی فارسی
زيرگونه اي
معنی کامل و مثالها
/-spǝ sif´ik/adj.
● (زیستشناسی - در ردهبندی و آرایه شناسی) زیرگونهای (وابسته به شاخهای از یک گونه)
زيرگونه اي
/-spǝ sif´ik/adj.
● (زیستشناسی - در ردهبندی و آرایه شناسی) زیرگونهای (وابسته به شاخهای از یک گونه)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن