دیکشنری فارسی

infrequency

UKinfriːkwənsiː USınf'ri:kwənsı

معنی فارسی

کمي کميابي ندرت وقوع کم اتفاقي

مترادف‌ها

noun
Uncommonness, rarity, rareness.

واژه‌های دیگر با معنی «کمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن