دیکشنری فارسی

infundibulum

معنی فارسی

ساختمان قيفي قيف

معنی کامل و مثال‌ها

/-lǝm/n., pl.

● (کالبدشناسی: اندام یا مجرای قیف مانند) قیف‌گونه، قیف‌دیسه، قیف

* ethmoidal infundibulum

مجرای قیفی شکل پرویز نی

* infundibulum of fallopian tube

قیف لوله‌ی رحم، قیف دیسه‌ی لوله‌ی زهدان

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of various funnel-shaped parts of the body (but especially the hypophyseal stalk)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن