دیکشنری فارسی

infusible

UKinfjuːzəbl

معنی فارسی

گداخته نشدني گدازناپذير اب نشو غير قابل ذوب

معنی کامل و مثال‌ها

/in fyōō´zǝ bǝl/adj.

ناگداختنی، غیرقابل ذوب، ناگداز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن