دیکشنری فارسی

ingeminate

معنی فارسی

باز گو کردن تکرار کردن مکر ر کردن پيوسته تقاضا کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in jem´ǝ nāt´/vt.

● (نادر) با تکرار تلقین کردن، (با تکرار) تاکید کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. to say, state, or perform again “She kept reiterating her request” “Somebody ----s something” “Something ----s something” “Somebody ----s that CLAUSE”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن