دیکشنری فارسی

ingesta

معنی فارسی

درهنجيده خورده شده درک شده هضم شده در آشاميده

معنی کامل و مثال‌ها

/in jes´tǝ/n.pl.

● (چیزهای وارد بدن شده) درهنجیده، خورده شده

● (مجازی - عقیده و غیره) درک شده، هضم شده، در آشامیده

تعریف انگلیسی

noun
  1. solid and liquid nourishment taken into the body through the mouth

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن