ingressive
معنی فارسی
دخولي در اينده داخل شونده اغازي
معنی کامل و مثالها
/in gres´iv/adj.
● ورودی، دخولی، درآیندی
● (دستور زبان) رجوع شود به: inceptive
● (دستورزبان) درون سوی، درون شو
دخولي در اينده داخل شونده اغازي
/in gres´iv/adj.
● ورودی، دخولی، درآیندی
● (دستور زبان) رجوع شود به: inceptive
● (دستورزبان) درون سوی، درون شو
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن