دیکشنری فارسی

inhabitable (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/in hab´it ǝ bǝl/adj.

● (مهجور) غیرقابل سکنی، در زیست ناپذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن