inhabitant place معنی فارسی محل مسکوني آبادي واژههای دیگر با معنی «محل مسکوني» dwelling house منزل مسکوني، در CL در قوانين مربوط به هتک حرمت منازل، و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم