دیکشنری فارسی

inharmony

معنی فارسی

ناموزوني ناهماهنگي. عدم توافق ناسازگاري

معنی کامل و مثال‌ها

/in här´mǝ nē/n.

● ناهمسازی، ناهماهنگی، ناسازی، ناهماوایی

● عدم توافق، ناسازگاری، تضاد

واژه‌های دیگر با معنی «ناموزوني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن