دیکشنری فارسی

inherited

UKinheraitid USın'herətıd

معنی فارسی

بميراث بردن به ارث بردن وارث شدن از ديگري گرفتن ارث بردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. occurring among members of a family usually by heredity “an inherited disease” “familial traits” “genetically transmitted features”

واژه‌های دیگر با معنی «بميراث بردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن