inhomogeneous
UKinhəmɔdʒiːniəs
معنی فارسی
ناهمگن غير متجانس
معنی کامل و مثالها
/in´hō´mō jē´nē ǝs, -mǝ-/adj.
● ناهمگن، ناهمسان، ناهمگونه، ناهمجنس (در برابر: homogeneous)
تعریف انگلیسی
adjective
- not homogeneous