initial thrust معنی فارسی ضربه اصلي نفوذ اوليه نفوذ اصلي واژههای دیگر با معنی «ضربه اصلي» cue ball گوي سفيد اصلي که با آن ضربه به گويهاي، ديگر بيليارد زده مي شود stop shot ضربه با چرخش که گوي اصلي بيليارد بعد از، تماس مي ايستد daisy wheel printer چاپگر چرخ دوار، چاپگر چرخشي، چاپگر اصلي ضربه اي clean the bases ضربه زدني که بازيگران در پايگاهها را به، پايگاه اصلي مي رساند (بيس بال) spot ball گويي که از نقطه معين هدف ضربه با گوي، اصلي بيليارد قرار مي گيرد