initiator terminator معنی فارسی راه انداز پايان ده واژههای دیگر با معنی «راه انداز» line starter راه انداز خط kick-starter راه انداز پايي، اهرم راه اندازنده primary coil پيچک راه انداز starter coil کويل راه انداز match maker عروسي راه انداز، کسيکه مايل است زنها را با مردها پيوند دهد، کبريت ساز lever stater راه انداز اهرمي motor starter موتور راه انداز starter motor armature آرميچر راه انداز three-phase starter راه انداز سه فاز starting box رئوستاي راه انداز