injector
UKindʒektər
USın'dʒektə
معنی فارسی
الت تزريق اب سرزدن تزريق کننده
معنی کامل و مثالها
/in jek´tǝr/n.
● (شخص یا چیزی که تزریق یا درفشانی میکند) خلاننده، درفشانگر، درجهانگر، (مکانیک) سوخت پاش، افشانک، انژکتور