دیکشنری فارسی

injudicious

UKindʒuːdiʃəs

معنی فارسی

غير عاقلانه ، بي خردانه ، مبني بر بي خردي ،

بي عقل ، بي احتياط

معنی کامل و مثال‌ها

/in´jōō dish´ǝs/adj.

غیرعاقلانه، با قضاوت غلط، خلاف مصلحت، نابخردانه، نسنجیده

مترادف‌ها

adjective
Unwise, indiscreet, imprudent, inconsiderate, foolish, rash, incautious, hasty, ill judged, ill advised.

واژه‌های دیگر با معنی «غير عاقلانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن