دیکشنری فارسی

inky

UKiŋkiː US'ıŋkı

معنی فارسی

مرکبي سياه جوهري مرکب دار

معنی کامل و مثال‌ها

/iŋk´ē/adj.

● سیاه، سیه، مرکب سان، جوهرفام، مرکب فام، تیره

● مرکبی، با مرکب لک یا رنگ یا سایه‌اندازی شده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of the color of black ink

مترادف‌ها

adjective
Black, atramentous.

واژه‌های دیگر با معنی «مرکبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن