inky
UKiŋkiː
US'ıŋkı
معنی فارسی
مرکبي سياه جوهري مرکب دار
معنی کامل و مثالها
/iŋk´ē/adj.
● سیاه، سیه، مرکب سان، جوهرفام، مرکب فام، تیره
● مرکبی، با مرکب لک یا رنگ یا سایهاندازی شده
تعریف انگلیسی
adjective
- of the color of black ink
مترادفها
adjective
Black, atramentous.