دیکشنری فارسی

inlander

معنی فارسی

کسيکه درون کشور يا دوراز مرز زندگي مي کند

معنی کامل و مثال‌ها

/in´lǝn dǝr, -lan´dǝr/n.

● درونبوم زی، اهل سرزمین‌های درونی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن