دیکشنری فارسی

inning

US'ınıŋ

معنی فارسی

زمين باز يافتي ، زمين تازه از درياگرفته ،

اراضي استحداث شده

معنی کامل و مثال‌ها

/in´iŋ/n.

● (نادر) قابل کشت‌سازی زمین (از راه زه‌کشی و غیره)، (جمع) زمین کشت ور شده، زمین بازگیری شده (از دریا و غیره)

● (بازی‌های بیس‌بال و کریکت) دور چوگان زنی

● (معمولا جمع - عامیانه) دوران موفقیت، دوران بروبرو

the elections gave him his new innings

انتخابات دوران کامروایی او را تجدید کرد.

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Old English 'innung', meaning 'a getting in, a putting in'.

مثال

  • The game went into the ninth inning.
  • He scored a home run in the last inning.
  • The team was ahead by three runs at the end of the inning.

ترکیب‌های رایج

Ninth inning Last inning Extra inning First inning

تعریف انگلیسی

noun
  1. (baseball) one of nine divisions of play during which each team has a turn at bat

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن