innutrition
معنی فارسی
بي قوتي عدم تغذيه
معنی کامل و مثالها
/in´nōō trish´ǝn, -nyōō-/n.
● عدم تغذیه، ناگوارش، سو تغذیه، بدگوارش
بي قوتي عدم تغذيه
/in´nōō trish´ǝn, -nyōō-/n.
● عدم تغذیه، ناگوارش، سو تغذیه، بدگوارش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن