دیکشنری فارسی

inofficious

معنی فارسی

خارج ازوظيفه اخلاقي يا طبيعي ، وظيفه نشناس ،

بي وظيفه ، بي کار ، غير نافذ

معنی کامل و مثال‌ها

/in´ǝ fish´ǝs/adj.

● (حقوق - به ویژه در مورد وصیت‌نامه‌ای که کسی را به ناحق محروم می‌کند) فاقد انصاف و بی‌غرضی، اعتراض پذیر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن