inpatient
US'ın'peıʃənt
معنی فارسی
بيماري که در بيمارستان خوراک و جاباو ميدهند
معنی کامل و مثالها
/in´pā´shǝnt/n.
● (بیماری که در بیمارستان خوابیده است در برابر: بیماری که فقط برای درمان و غیره به بیمارستان میرود: outpatient) بیمار بستری در بیمارستان
تعریف انگلیسی
noun
- a patient who is residing in the hospital where he is being treated