input-output bound معنی فارسی شرايطي که در آن سرعت واحد پردازش مرکزي به دليل عمليات ورودي و خروجي کم مي شود واژههای دیگر با معنی «شرايطي که در آن سرعت واحد پردازش مرکزي» hung start شرايطي در استارت توربينهاي گاز که در آن، احتراق صورت ميگيرد ولي موتور به سرعت، خودکفايي نميرسد process bound برنامه عملياتي و محاسباتي، شرايطي که در آن سيستم کامپيوتري توسط، سرعت پردازنده محدود مي شود zero lash شرايطي در مکانيزم کنترل سوپاپهاي موتور، پيستوني که در آن با استفاده از ثابت، هيدروليکي مقدار لقي به صفر ميرسد