دیکشنری فارسی

inquietude

UKinkwaiətjuːd

معنی فارسی

اشفتگي بي ارامي بيقراري دل واپسي خدشه ناراختي تشويش

معنی کامل و مثال‌ها

/in kwī´ǝ tood´, -tyōōd´/n.

● ناراحتی، بی‌قراری، دلواپسی، نگرانی، نداشتن آرامش

تعریف انگلیسی

noun
  1. feelings of anxiety that make you tense and irritable

مترادف‌ها

noun
Uneasiness, disquiet, disquietude, restlessness, anxiety.

واژه‌های دیگر با معنی «اشفتگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن