دیکشنری فارسی

inquietude

UKinkwaiətjuːd

معنی فارسی

اشفتگي بي ارامي بيقراري دل واپسي خدشه ناراختي تشويش

معنی کامل و مثال‌ها

/in kwī´ǝ tood´, -tyōōd´/n.

ناراحتی، بی‌قراری، دلواپسی، نگرانی، نداشتن آرامش

مترادف‌ها

noun
Uneasiness, disquiet, disquietude, restlessness, anxiety.

واژه‌های دیگر با معنی «اشفتگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن