دیکشنری فارسی

inquisitor

UKinkwizitər

معنی فارسی

دادگاه روحاني کيفر

معنی کامل و مثال‌ها

/in kwiz´ǝ tǝr/n.

● بازپرس، پرسشگر، بازرس، پژوهشگر

● کسی که پرسش‌های خشن و فضولانه می‌کند، فزون پرس

● (با I بزرگ) مفتش مذهبی (در قرون وسطی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a questioner who is excessively harsh
noun
  1. an official of the ecclesiastical court of the Inquisition

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن