inquisitor
UKinkwizitər
معنی فارسی
دادگاه روحاني کيفر
معنی کامل و مثالها
/in kwiz´ǝ tǝr/n.
● بازپرس، پرسشگر، بازرس، پژوهشگر
● کسی که پرسشهای خشن و فضولانه میکند، فزون پرس
● (با I بزرگ) مفتش مذهبی (در قرون وسطی)
تعریف انگلیسی
noun
- a questioner who is excessively harsh
noun
- an official of the ecclesiastical court of the Inquisition