insalutary معنی فارسی ناسودمند ، بيفايده ، فاقد تاثيراجتماعي ، تاثير روحي ، بد اب و هوا واژههای دیگر با معنی «ناسودمند» inutile ناسودمند، بيفايده، بيهوده profitless بي سود، ناسودمند، بي فايده inefficacious بي خاصيت، ناسودمند، بي فايده inefficient بي کفايت، ناقابل، بي عرضه