دیکشنری فارسی

insatiate

UKinseiʃieit

معنی فارسی

سيري ناپذير سير نشو تنگ چشم

معنی کامل و مثال‌ها

/in sā´shǝt; -shē ǝt, -āt´/adj.

رجوع شود به: insatiable

مترادف‌ها

adjective
See insatiable.

واژه‌های دیگر با معنی «سيري ناپذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن