دیکشنری فارسی

insect

UKinsekt US'ın'sekt

معنی فارسی

حشره جانور بي مهره اي که از نظرجانورش ناشي

تن ان از سه بخش جداگانه

معنی کامل و مثال‌ها

/in´sekt´/n.

(جانورشناسی) حشره (رده‌ی بزرگ Insecta که بندپا و بند تن هستند) خرفستر، مخنده، جمنده

an insect bite

گزیدگی حشره

most insects have wings

بیشتر حشرات بال دارند.

(مجازی) جانور موذی

آدم حقیر و قابل تحقیر، آدم پست و بی‌اهمیت

تعریف انگلیسی

noun
  1. small air-breathing arthropod
  2. a person who has a nasty or unethical character undeserving of respect

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن