دیکشنری فارسی

inselberg

معنی فارسی

فراسنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/in´sǝl bu_rg´, -zǝl-/n., pl.

● فراسنگ (به ویژه در سرزمین‌های خشک)

واژه‌های دیگر با معنی «فراسنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن