insensible to pity معنی فارسی بي عاطفه بيرحم واژههای دیگر با معنی «بي عاطفه» inhuman بي عاطفه، فاقد خوي انساني، وحشي heartless بي عاطفه، عاري ازاحساسات، افسرده unfeeling بي عاطفه، سنگدل، بيحس cold-livered بي عاطفه، خون سرد inhumane بي عاطفه، وحشي coldhearted بي عاطفه .، از روي بيعاطفه گي يا بيمهري impassively بي نشان دادن احساس درد يا عاطفه، بطور تالم ناپذير، ازروي بي عاطفگي cold-blooded خون سرد، بي عاطفه، عاري ازاحساسات obdurate سخت دل، بي عاطفه، سر سخت apathetic بي حس، بي عاطفه، خونسرد