دیکشنری فارسی

insightful

UKinsaitfəl US'ın'saıtfəl

معنی فارسی

درونبين پربينش بصير هشيوار خردمندانه درون بينانه بخردانه

معنی کامل و مثال‌ها

/in sīt´fǝl; in´sīt´-/adj.

● درون‌بین، پربینش، بصیر، هشیوار

insightful, powerful, and learned

(فردوسی) هشیوار و باهنگ و بسیار دان

an insightful lady

یک بانوی پر بصیرت

● خردمندانه، درون بینانه، بخردانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. exhibiting insight or clear and deep perception “an insightful parent” “the chapter is insightful and suggestive of new perspectives"-R.C.Angell”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن