دیکشنری فارسی

insolate

معنی فارسی

در افتاب گذاشتن در افتاب خشکانيدن در افتاب رساندن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´sō lāt´/vt.

● (زیر نور خورشید) خشکاندن، (برای رنگ رفته کردن یا خشکاندن) آفتاب دادن، خورتاب گیری کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. expose to the rays of the sun or affect by exposure to the sun “insolated paper may turn yellow and crumble” “These herbs suffer when sunned” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
1. Expose to the rays of the sun.
2. Dry in the sun.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن