inspective معنی فارسی بازرسي کننده تفتيشي واژههای دیگر با معنی «بازرسي کننده» quadratic quotient search الگوريتم بازرسي کننده که به هنگام تست، مکان هاي بعدي جدول از يک آدرس دوگانه، استفاده مي کند searching جستجو کننده، بازرسي کننده، سخت