دیکشنری فارسی

inspectorate

USıns'pektərət

معنی فارسی

هئيت بازرسان ، رسد باني ،

بخشي که بدست رسدباني سپرده شده باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/-it, -āt´/n.

● مقام بازرس، اداره‌ی بازرسی

● بازرسان، کارپژوهان

● ناحیه‌ی تحت سرپرستی بازرس

تعریف انگلیسی

noun
  1. a body of inspectors

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن