دیکشنری فارسی

inspiratory

معنی فارسی

شهيقي

معنی کامل و مثال‌ها

/in spīr´ǝ tôr´ē/adj.

● وابسته به الهام، فرتابانه، درون‌انگیزانه

● وابسته به شهیق، دردمیدنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. pertaining to the drawing in phase of respiration “Pertains to noun: inhalation”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن