inspiratory
معنی فارسی
شهيقي
معنی کامل و مثالها
/in spīr´ǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به الهام، فرتابانه، درونانگیزانه
● وابسته به شهیق، دردمیدنی
تعریف انگلیسی
adjective
- pertaining to the drawing in phase of respiration “Pertains to noun: inhalation”