دیکشنری فارسی

instar (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/in stär´/vt.

● (قدیمی) ستاره آذین کردن، با ستاره تزیین کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن