دیکشنری فارسی

instate

معنی فارسی

گماشتن برقرار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in stāt´/vt.

(رتبه یا مقام یا موقعیت ویژه‌ای دادن به) منصوب کردن، گماردن

(مهجور) دارا کردن، بهره‌مند کردن

واژه‌های دیگر با معنی «گماشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن