instate
معنی فارسی
گماشتن برقرار کردن
معنی کامل و مثالها
/in stāt´/vt.
● (رتبه یا مقام یا موقعیت ویژهای دادن به) منصوب کردن، گماردن
● (مهجور) دارا کردن، بهرهمند کردن
گماشتن برقرار کردن
/in stāt´/vt.
● (رتبه یا مقام یا موقعیت ویژهای دادن به) منصوب کردن، گماردن
● (مهجور) دارا کردن، بهرهمند کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن