دیکشنری فارسی

institutionalization

USınstı'tu:ʃənəlı'zeıʃən

معنی فارسی

نهادي کردن نهادي شدن به پناهگاه سپردن

واژه‌های دیگر با معنی «نهادي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن