institutionary
معنی فارسی
وابسته به سازمانهاي قضايي
رجوع شود به institutional
معنی کامل و مثالها
/in´stǝ tōō´shǝ ner´ē, -tyōō´-/adj.
● وابسته به سازمانهای قضایی
● رجوع شود به: institutional
وابسته به سازمانهاي قضايي
رجوع شود به institutional
/in´stǝ tōō´shǝ ner´ē, -tyōō´-/adj.
● وابسته به سازمانهای قضایی
● رجوع شود به: institutional
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن