دیکشنری فارسی

instructive

UKinstrʌktiv USıns'trʌktıv

معنی فارسی

چيز ياد دهنده دانش اموز تعليم اميز عبرت اميز اگاهي دهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/in struk´tiv/adj.

آموزنده، پرهیختگر

such experiences are very instructive

این قبیل تجربیات بسیار آموزنده است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن