دیکشنری فارسی

insularity

UKinsjulæritiː US'ınsə'lerıtı

معنی فارسی

تنگ نظري ، کوته فکري ، محدويت ، جزيره نشيني ،

وابستگي به جزيره حالت جزيره اي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being isolated or detached “the insulation of England was preserved by the English Channel”

واژه‌های دیگر با معنی «تنگ نظري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن