دیکشنری فارسی

insurable

UKinʃərəbl

معنی فارسی

بيمه بردار ، بيمه شدني ، بيمه کردني ،

واجب براي اينکه بيمه شود

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن