intake
معنی فارسی
جاي ابگير تنگ شدگي باريک شدگي هواکش زمين احيا شده نيروي بکاربرده
معنی کامل و مثالها
/in´tāk´/n.
● (عمل بردن به درون یا کشیدن به داخل) درونبرد، درونکش، درونکشی، درونبری، پذیرش
the intake of breath
فرو بردن نفس
the intake of cool air
درونکشی هوای سرد
● (محل یا دهانهای که توسط آن آبگونه را به درون لوله یا مجرا و غیره میریزند) ورودی، مدخل، درونبردگاه، درونکشگاه، درونگاه، دهانه
a sewer intake
دهانهی فاضلاب آب
● باریک شدگی (مجرا یا لوله و غیره)، باریکی، کم شدن ناگهانی پهنا، تورفتگی
● (معدن) هواکش
● (مکانیک) میزان انرژی گرفته شده، کارمایه گیری (input هم میگویند)
● میزان پذیرش، میزان درونکشی
an adequate intake of food
خوردن خوراک به مقدار کافی
intake of college students is up
میزان پذیرش دانشجو بالا رفته است.
تعریف انگلیسی
- the process of taking food into the body through the mouth (as by eating)
- the act of inhaling; the drawing in of air (or other gases) as in breathing
- an opening through which fluid is admitted to a tube or container