دیکشنری فارسی

integrand

معنی فارسی

عبارتي که بايد تابع اوليه آنرا گرفت

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝ grand´/n.

● (ریاضی) انتگراند، پردازه‌ی انتگرال، بندک تابع، تحت انتگرال

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن